یاران حلقه در ابتدا به معرفی دنیای آرام شایر وهابیتها میپردازد. داستان با
جشن تولد ۱۱۰ سالگی بیلبو بگینز آغاز میشود که ناگهان ناپدید میشود وحلقهی
جادویی خود را به برادرزادهاش، فرودو بگینز واگذار میکند.جادوگری به نام گندالف پس
از سالها تحقیق، مطمئن میشود که این حلقه، حلقهی یگانهی سائورون است؛ ابزاری
که اگر به دست ارباب تاریکی بیفتد، تمام سرزمین میانه را به بردگی و نابودی میکشد.
گندالف به فرودو دستور میدهد که فوراً شایر را ترک کند.فرودو همراه با باغبان
وفادارش سم وایز گمجی و دو دوست دیگرش، مری و پیپین سفری خطرناک را آغاز میکنند. در طول
این مسیر آنها توسط سواران سیاه و هولناک، یعنی نازگولها تعقیب میشوند.
هابیتها با کمک یک فرد اسرارآمیز به نام آراگورن به شهر الفها یعنی ریوندل میرسند.
در آنجا حلقهی یگانه توسط شورای الروند مورد بررسی قرار میگیرد و تصمیم گرفته میشود
که حلقه باید در جایی که ساخته شده یعنی در قلب سرزمین سائورون وکوه نابودی ،
نابود شود.برای محافظت از حامل حلقه، گروهی متشکل از ۹ نفر تشکیل میشود ؛ دو انسان،
یک الف ،چهار هابیت ،یک دورف و یک جادوگر.
گوشه ای از کتاب :
خیلی از کسانی که زنده اند حقشان مرگ است و خیلی از کسانی که میمیرند حقشان
زندگی است.تو میتوانی این زندگی را به آنها ببخشی؟ پس زیاد مشتاق نباش که در قضاوت
مردم را به مرگ محکوم کنی.چون حتی خردمندترین آدم ها هم نمیتواند فرجام کار را
ببیند.خود من چندان امیدوارنیستم که گالوم قبل از مرگ عوض شود اما به هرحال
احتمالش وجود دارد.سرنوشت او با سرنوشت حلقه گره خورده است.قلبم به من می گوید که
او هنوز نقشی دارد که قبل از فرجام کار
باید بازی کند.چه خوب چه بد.وقتی زمان آن برسد دلسوزی بیلبو ممکن است سرنوشت خیلی
ها را رقم بزند.
0 نظر